تبليغاتX
کمان

کمان

آنچه در اطرافم می بینم

  16 سالی از قتل شاپور بختیار ، آخرین نخست وزیر پیش از انقلاب در ایران می گذرد . دراینجا قصدم این نیست که در مورد او قضاوتی بکنم ، تنها شاید احساسم را بگویم . آنچه موجب نوشتن این مطلب شد کلیپی بود که امروز شبکه جام جم متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به بهانه در پیش بودن سالروز پیروزی انقلاب نشان داد و در آن ، مرحوم بختیار در آخرین روزهای منتهی به ورود آیت الله خمینی به ایران ، به سوال های گزارشگر تلویزیون در مورد وقایع سیاسی روز و بویژه آمدن خمینی پاسخ میداد . نمی دانم این صدا وسیمایی ها خود می دانند چه می کنند یا نه اما آنچه پخش شد ، تنها و تنها این مرد را در نظر من انسان آزاده و آزاد اندیشی جلوه داد که اینگونه درباره مخالفش و کسی که قصد سرنگونی نظام حاکم را دارد صحبت می کند و می گوید :

"آیت الله هر وقت خواستند می توانند تشریف بیاورند . آیت الله خمینی هر وقت تشریف بیاورند مقدمشان مبارک است . من حاضرم ورود ایشان را تضمین بکنم . وقتی هم آمدند ، اگر برنامه هایی دارند و ارائه می دهند ما با کمال احترام گوش خواهیم داد ...."

کلیپ را ببینید :

 

 وقتی این کلیپ را دیدم به یاد نوشته مهشید امیرشاهی در بهمن ۱۳۵۷ افتادم آنجا که می گوید :

"من تا امروز به هیچ روزنامه و نشریه ای مطلبی نداده ام كه حال و هوای سیاسی داشته باشد. شاید به این دلیل كه تا امروز در مملكتم به سیاستمداری چون شاپور بختیار برنخورده بودم كه بدانم سیاست الزاماً مغایر شرافت، صمیمیت و وطن پرستی نیست. من تمام این صفات، شرافت، صمیمیت، وطن پرستی، را در آقای شاپور بختیار سراغ كرده ام. به علاوه به سرافرازی و آزادگی او مؤمنم. من ایمان دارم كه اگر امروز او را از صحنهٌ سیاست مملكتمان برانیم خطایی كرده ایم جبران ناپذیر و نابخشودنی. من معتقدم كه این مرد عزیز این مرد عمل دارد فدای هیجان و غلیان عده ای و فرصت طلبی های عده ای دیگر می شود و اگر فدا شود اسف انگیزترین شهید حوادث اخیر خواهد بود."

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:44  توسط کمان  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin