شب بدی بود. امیدهای زیادی داشتم به ادامه روندی که میر حسین موسوی در مقابل احمدی نژاد شروع کرده بود. از صمیم قلب آرزو می کردم مهدی کروبی احمدی نژاد را منکوب سخنان منطقی و مستدلش بکند و به او اجازه خودنمایی یا مظلوم نمایی ندهد. اما متاسفانه اینگونه نشد.
کروبی نه توانست فصیح و شمرده سخن بگوید و نه حرف هایش برای مردم عادی بویژه در شهرستان های کوچکتر و روستاها کوچکترین مفهومی داشت و اینها همان مردمی هستند که احتمال رای دادنشان به احمدی نژاد بیشتر است. در مقابل ، احمدی نژاد با استفاده از این نحوه بحث کروبی و پراکنده گویی های او، از خود چهره ای منطقی و در عین حال مظلوم نشان داد و با ارائه آمار اقتصادی (هر چند غیر واقعی)، تا حد زیادی به اهدافش رسید ضمن آنکه در زمان مناسب، به تهمت زدن و پرونده رو کردن هم پرداخت و شیخ اصلاحات را علیرغم توصیه های مشاورانش، در دام عصبانیت و دفاع از خود انداخت. احمدی نژاد خود البته به موارد ادعایی کروبی یا پاسخ نداد یا قاطعانه و با روش معمول خود آنها را رد کرد و این می تواند وجهه او را نزد مخاطب عام بالا ببرد.
ای کاش کروبی که تیمی از سرشناسان جبهه اصلاحات را به همراه دارد با چند مدرک و سند چه در موارد اقتصادی و چه در سایر موارد به مقابله با احمدی نژاد می آمد. ای کاش شیخ اصلاحات به جای 49 "چیز" مهندس موسوی، 149 بار "چیز" می گفت اما در عوض بهتر، مستدل تر و با برنامه تر احمدی نژاد را به دلیل دروغ هایش و مصائبی که در 4 سال گذشته بر سرکشورمان آورده بازخواست می کرد.
اکنون و پس از سخنان احمدی نژاد در مورد هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری، تنها یک امید باقی مانده و آن هم اینکه تئوری برخی افراد را که در گوشه و کنار محافل به گوش می خورد باور کنیم؛ اینکه خامنه ای و سایر روحانیان ارشد از رفتار و سخنان احمدی نژاد به خشم آمده و ترس از تندروی و زیاده خواهی های او و گروه حامی او آنها را فرا گرفته. ترس از آنکه مبادا احمدی نژاد و استاد معنویش مصباح یزدی، در حال برنامه ریزی برای قبضه کردن قدرت و کنار زدن آنها باشند.
دلم می خواهد بپذیرم این نظر را که خامنه ای، رفسنجانی و دیگران، تصمیم به کنار زدن احمدی نژاد گرفته اند اما به دلیل پرهیز از تنش های احتمالی و آبرو ریزی های بیشتر برای نظام، ترجیح می دهند این کار از طریق انتخابات و با رای مردم به شکلی قانونی صورت بگیرد تا هزینه کمتری داشته باشد. اگر اینگونه باشد، می توان امید داشت رای مردم به فردی غیر از احمدی نژاد (موسوی یا کروبی) واقعا همانگونه که به صندوق ریخته می شود خوانده شده و جلوی تقلب احمدی نژاد و باند او به توصیه خامنه ای و با دخالت رفسنجانی گرفته شود و در نتیجه، احمدی نژاد از اریکه قدرت به زیر کشانده شود؛امری که هم به نفع نظام و آقایان است و هم به نفع مردم.
امیدوارم اینگونه شود.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 2:38  توسط کمان
|
گزارش های عادل فردوسی پور و برنامه 90 او را از زمانی که ایران بودم دنبال می کردم و هنوز هم در این سوی دنیا دنبال می کنم. فکر کنم به اندازه کافی در وبلاگ ها و مطبوعات و رسانه ها از عادل و ویژگی های او نوشته اند و گفته اند . بهانه این مطلب کوتاه که فکر می کنم بعد از حدود 9 ماه می نویسم تنها و تنها جنجال های اخیر سازمان تربیت بدنی دولت مهرورز (!) احمدی نژاد علیه فردوسی پور دوست داشتنیه و برنامه امشب (30 دی 1387) نود که عادل در اون بی نهایت مظلوم به نظر می آمد اما در نهایت با زیرکی تمام باز هم گوشه ای زد به سازمان تربیت بدنی و البته مخابرات تحت امر احمدی نژاد که در فرستادن اس ام اس های مردم به این برنامه اختلال ایجاد کردند . با توجه به بحث های مفصل در بالاترین در این مورد و بویژه در مورد برنامه امشب 90 ، ویدیوی صحبت های عادل فردوسی پور و امیر حاج رضایی و تهدید آنها به بحث مفصل در مورد سازمان در هفته آینده را آپلود کردم که می توانید در زیر ببینید. هر چند خود عادل در پایان برنامه طوری حرف زد که انگار اما و اگرها برای ادامه برنامه اش در هفته های آینده بسیار است
هر چند شاید کمی دیر شده باشه ولی عید نوروز را به همه تبریک میگم . اینکه دیر شد شاید یک علت عمده اش این باشه که اینجا در لندن امسال بوی نوروز و عید رو نمی شد حس کرد (مگر هر سال می شد؟!) . به نظرم آدم تا توی این موقعیت قرار نگیره قبول این حرف براش سخته ولی واقعا عید و نوروز ، فقط و فقط در ایران هست که معنا میده و آدم از نیمه اسفند بوی عید رو می تونه حس کنه . اینجا در لندن از همون روز اول فروردین هوا ابری و گرفته بود ، بعدش بارون ، و روزهای دوم و سوم فروردین هم که برف اومد ! من که در عمرم تا حالا توی فروردین ندیده بودم برف بیاد ! امروز هم که ۱۸ فروردین باشه توی لندن داره برف میاد اونم چه برفی ! این عکس رو همین چند دقیقه پیش (۸ صبح) گرفتم تا خودتون ببینید عید ما در لندن رو :
راستی ایرانی های مقیم لندن چون سیزده بدر میشد سه شنبه و همه وسط هفته سر کار بودن ، می خواستن امروز که یکشنبه است رو به جاش سیزده بدر بگیرن (۱۸ بدر؟) حالا با این برف سنگین فکر کنم امسال اولین سال بدون سیزده بدر برای خیلی از ایرانی های لندن نشین باشه !
پی نوشت : اینکه میگن هوای لندن حالی به حالیه همینه دیگه ! همون منظره عکس بالایی رو درساعت ۵ عصر ببینید :
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:23  توسط کمان
|
16 سالی از قتل شاپور بختیار ، آخرین نخست وزیر پیش از انقلاب در ایران می گذرد . دراینجا قصدم این نیست که در مورد او قضاوتی بکنم ، تنها شاید احساسم را بگویم . آنچه موجب نوشتن این مطلب شد کلیپی بود که امروز شبکه جام جم متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به بهانه در پیش بودن سالروز پیروزی انقلاب نشان داد و در آن ، مرحوم بختیار در آخرین روزهای منتهی به ورود آیت الله خمینی به ایران ، به سوال های گزارشگر تلویزیون در مورد وقایع سیاسی روز و بویژه آمدن خمینی پاسخ میداد . نمی دانم این صدا وسیمایی ها خود می دانند چه می کنند یا نه اما آنچه پخش شد ، تنها و تنها این مرد را در نظر من انسان آزاده و آزاد اندیشی جلوه داد که اینگونه درباره مخالفش و کسی که قصد سرنگونی نظام حاکم را دارد صحبت می کند و می گوید :
"آیت الله هر وقت خواستند می توانند تشریف بیاورند . آیت الله خمینی هر وقت تشریف بیاورند مقدمشان مبارک است . من حاضرم ورود ایشان را تضمین بکنم . وقتی هم آمدند ، اگر برنامه هایی دارند و ارائه می دهند ما با کمال احترام گوش خواهیم داد ...."
کلیپ را ببینید :
وقتی این کلیپ را دیدم به یاد نوشته مهشید امیرشاهی در بهمن ۱۳۵۷ افتادم آنجا که می گوید :
"من تا امروز به هیچ روزنامه و نشریه ای مطلبی نداده ام كه حال و هوای سیاسی داشته باشد. شاید به این دلیل كه تا امروز در مملكتم به سیاستمداری چون شاپور بختیار برنخورده بودم كه بدانم سیاست الزاماً مغایر شرافت، صمیمیت و وطن پرستی نیست. من تمام این صفات، شرافت، صمیمیت، وطن پرستی، را در آقای شاپور بختیار سراغ كرده ام. به علاوه به سرافرازی و آزادگی او مؤمنم. من ایمان دارم كه اگر امروز او را از صحنهٌ سیاست مملكتمان برانیم خطایی كرده ایم جبران ناپذیر و نابخشودنی. من معتقدم كه این مرد عزیز این مرد عمل دارد فدای هیجان و غلیان عده ای و فرصت طلبی های عده ای دیگر می شود و اگر فدا شود اسف انگیزترین شهید حوادث اخیر خواهد بود."
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:44  توسط کمان
|
اینروزها از فیلم سینمایی چائو بللا (سلام خوشگله)، که اخیرا به کارگردانی مانی مسرت آگاه کارگردان ایرانی، در سینماهای سوئد به نمایش در آمده زیاد صحبت میشه و چند تا لینک هم درباره این فیلم توی بالاترین بود . گفتم تریلر فیلم رو بذارم اینجا تا اونایی که درباره این فیلم شنیدن و دلشون می خواد ببینند این کارگردان جوان ایرانی چه فیلمی ساخته ، این فرصت رو داشته باشن . داستان این فیلم هم به روایت بی بی سی فارسیسرگذشت نوجوان 16 ساله ایرانی به نام مصطفی مرادی است که در شهر کوچکی زندگی می کنه و در قیاس با بقیه همسن و سالهایش، از نظر رفتار و تیپ ، خیلی ساده است . یک روز به طور اتفاقی ، تیم فوتبالی که نیازاضطراری به یک بازیکن دارد از او دعوت به بازی می کند و او در پی یک حادثه کوچک، تی شرت بازیکن دیگری را می پوشد . تیپ او که تغییر می کند ، توجه دختری به نام لینهآ به او جلب می شود .
این دختر گمان می کند مصطفی یک پسر ایتالیایی است؛ و این آغاز ماجرای طنزآلود و عاشقانه فیلم است . مصطفی در خلال مسابقه های فوتبال با راهنمایی یک پسر نوجوانایتالیایی ، تیپش را تغییر می دهد و خود را با هویت دیگری به لینهآ معرفیمی کند : ماسیمو ، جوان رمانتیک و عاشق پیشه ای که عینک آفتابی سیاه میزند و صورتی تراشیده، موهای واکس خورده و تیپی دختر پسند دارد .تمام صحنههای طنز فیلم حول محور گریز مصطفی از فاش شدن هویت ایرانی اش در برابر دختر شکل می گیرد. نکته جالب اینکه در این فیلم ، علیرضا مجلل هم نقش پدر مصطفی را بر عهده دارد. اگر یادتون نیست باید بگم علیرضا مجلل همان مقام لشگر در سریال تلویزیونی سلطان و شبان است . تریلر این فیلم را ببینید :
حکم حکومتی ، عبارتی بود که جناب آقای کروبی در زمان مجلس ششم آن را بر سر زبان ها انداخت و شاید بهتر باشد بگوییم با سر زبان انداختن آن ، موجب شد بسیاری زبان ها بریده و بسیاری قلم ها شکسته شوند . قضیه بر می گشت به مخالفت آقای خامنه ای ، که با آزاد اندیشی تمام (!) ، به مجلس که البته واضح و مبرهن است که در راس امور است ، فرمان دادند طرح اصلاح قانون مطبوعات را کنار بگذارد چرا که "نه مصلحت است و نه مشروع" . شیخ اصلاحات هم که در مصاحبه اخیرش با روزنامه اعتماد ملی در همین زمینه به صراحت گفته رهبری احساس کرده بود مجلس نمی خواهد از ایشان اطاعت کند و او (یعنی کروبی) به رهبر اطمینان داده که نه خیر ، "مجلس اهل اطاعت است" .
حالا اینکه همه این ها نشان دهنده وجود حکومتی دموکراتیک در ایران است یا نه ، واینکه مجلس در ایران در راس امور است یا تنها مجلسی فرمایشی و گوش به فرمان ، بماند . اما چند شب پیش و در میانه پخش سریال پریدخت که به مناسبت ماه محرم از شبکه دو تلویزیون ایران پخش می شود و به زندگی دختری به همین نام (با بازی لیلا حاتمی) می پردازد که در سال های حکومت رضا شاه در ایران زندگی می کند ، یکی از مقام های نظمیه رضا شاه در گفتگو با شخصیت دیگر سریال (که نقشش را علی مصفا بازی می کند) ، برای جلوگیری از برگزار شدن مراسم عزاداری ماه محرم به نامه مقام های ارشد حکومت و حکم حکومتی اشاره می کند (که لابد آن حکم را هم رضا شاه صادر کرده بوده) . سانسور چی بی نوای صدا و سیما هم که برای جلوگیری از به وجود آمدن هر نوع سوئ برداشتی (!) ، قصد سانسور این عبارت را داشته ظاهرا تیغش درست کار نکرده و آنهایی که باید کاربرد این عبارت را در دو برهه زمانی متفاوت می فهمیدند ، متوجه شده اند . کلیپ این صحنه از سریال را اینجا می گذارم . طنز قضیه و برداشت شما را هم میگذارم به عهده خودتان :
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 4:28  توسط کمان
|